
نمیدونم چه مرگم شده . دارم دیوونه میشم. مغزم اصلا کار نمیکنه ... انگار یه چیزی نشسته روی سرم و داره سنگینی میکنه . تمام ذهنم خالی شده ! ازهمه بدتر اینکه از هیچ کدوم از شخصیتهای ذهنی که ساخته بودمشون نمیتونم استفاده کنم ! همشون دارن لو میرن چون دیگه یادم نمیاد هر کدوم چه جوری بودن . مغزم داره پوک میشه ! دیگه نمیخوام شخصیت پردازی کنم. نمیخوام دروغ بگم . نمیخوام کسی رو بذارم سر کار.
میخوام برگردم . میخوام خودم باشم ! یک نفر . باورتون میشه از وقتی فقط خودم هستم ( سه - چهار روزه ) تازه دارم خودم رو کشف میکنم. تا حالا از خودم فرار میکردم و پشت نقابهای مختلف خودم رو پنهون میکردم . دیگه خود واقعیم رو گم کرده بودم. حالا تازه دارم خودم رو میبینم.
میخوام برگردم و به کمک نیاز دارم . لطفا کمکم کنین و تنهام نذارین. اگه تنها بمونم باز برمیگردم و چهره پردازی میکنم و نقش بازی میکنم. من هیچ وقت نتونستم باور کنم که با چهره واقعیم میتونم با دیگران ارتباط برقرار کنم. من به کمکتون نیاز دارم. باز هم دوست ندارم شناخته بشم و یا از نزدیک با کسی آشنا بشم. فقط میخوام تنها نباشم. همین.
تا حالا حدود دوازده تا نقش رو بازی میکردم. گاهی در یک زمان جای چهار یا پنج نفر هم زمان با چهار پنج نفر چت میکردم. این کار برام لذت بخش بود و میتونستم از واقعیت تلخ خودم بودن بیرون بیام. کارایی که دوست داشتم بکنم یا شخصیتهایی که دوست داشتم داشته باشم رو بازی میکردم. این وسط کارایی مثل هک و ترسوندن دیگران باعث میشد احساس قدرت کنم. من از خودم هیچ اعتماد به نفسی ندارم و همیشه ضعیف بودم ولی پشت نقابهای دیگه خوب بودم !
نمیدونم چرا دیگه نمیتونم نقش بازی کنم. شاید دیگه نمیخوام . دیگه خسته شدم !
هرچی بودم و هر کاری کردم دیگه نمیخوام ادامه بدم چون مغزم داره میترکه ٬ چون پشیمونم و میخوام خودم باشم. باز هم میگم ازتون میخوام که تنهام نذارین. من صادقانه میخوام باز هم اینجا ادامه بدم چون نمیخوام تنها باشم. دارم خودم رو پیدا میکنم ولی اگه تنها باشم نمیتونم ! |