بازم تویی لعنتی ... ! روی این لبه نازک هم دست از سرم بر نمیداری ؟ ... نمیدونستم روی تیغ هم هستی ... خستم ... میفهمی که ؟ ... ببین دیگه هیچ جونی برای بلند شدن هم ندارم ... میفهمی که ؟ ... میدونی همه آینده آدم خراب بشه یعنی چی ؟ میدونی وقتی تنها امیدت رو برای اینکه بتونی دوباره دویدن رو تجربه کنی از دست بدی یعنی چی ؟ ... میدونی از دست دادن یه عشق دیگه یعنی چی ؟ ... میدونی اخراج شدن به خاطر دعوا با یه استاد احمق دیوونه یعنی چی ؟ ... میدونی تنهایی چند روز با کسی حرف نزدن یعنی چی ؟ ... میدونی دو روز غذا نخوردن و نخوابیدن یعنی چی ؟ ... دارم تموم میشم ... میفهمی که ؟ ... اصلا میفهمی هیچ کس رو توی دنیا نداشتن یعنی چی ؟ به مولا اگه بفهمی ... آخه مگه چشم خدا خوابه ؟ ... خدایا چقدر ازت خواستم من رو ببری ؟ خودت که سختی نکشیدی ،چه میدونی من چی میگم ؟ وقتی یه آدم میگه دیگه نمیتونم ، به خودت قسم راست میگه ... میفهمی که ؟
نمیدونم چی میشه یه دفعه آدم رو از خوشبختی کامل میکشونن به لجن زار ، مردابی که هیچ راهی برای خارج شدن نداره. تنها امیدم برای اینکه پام خوب بشه اساسا اشتباه احمقانه یه دکتر بوده، چهار سال بد بختی توی دانشگاه ، ترم آخر به خاطر اینکه با یه استاد دیوونه دعوات میشه اخراجت میکنن و به جای لیسانس یه فوق دیپلم ... مساجر حجره با داد و بیداد میخواد زود تر از موعد تخلیه کنه و پولش رو میخواد ، دیگه نه پولی درمیاد و نه امیدی و نه ... میفهمی که ؟ ... دختری که این همه تو این مدت کم بهش دل خوش کرده بودم خیلی راحت میگه : خسته شدم ! ... راحت تر از اون هم رفت ! ... میفهمی که ؟ ... حتی کسی نیست که به این حرفام گوش کنه ، نه خوانواده ای نه هم زبونی ، نه دوستی ... خیلی سخته بفهمی کسایی که فکر میکردی دوستت هستن فقط برای این باهات باشن که از خونت استفاده کنن. وقتی هم که میگی دیگه دختری رو به عنوان مدل نقاشی ! نیارن خونت همشون ترکت کنن... میفهمی که ؟ ... اون وقت دیگه عادیه که ۵-۶ روز تنها توی خونه باشی و با هیچ کس حرف نزنی ... دیشب میخواستم برم ولی گفتم آخرین طلوع این خورشید بدبخت رو ببینم بعد برم . باز روی همون سنگهای سرد و خیس از بارون دیشب که از پنجره میپاشید توی خونه ... طلوع رو از پنجره های شرقی این نیم دایره مسخره دیدم ... زیبا نبود . هیجان انگیز هم نبود ... دیگه دلم براش تنگ نمیشه .
میگن فقط اولش یککم میسوزه ... فرقی نمیکنه ، این همه سوختیم این هم روش ... فکر نکنم تا شب کسی بتونه بیاد اینجا. کلی سرکار گذاشتم جماعت بیکار رو ... خدا کنه ازم چیزی به دل نگیرن . اینجا هم خوب بود ، باحال بود. ولی شما رو به خدا دیگه وقتی یکی براتون چند بار pm میذاره : سلام ، فقط یه بار بگین علیک سلام . شاید اون بد بخت فقط دنبال همین قدر امید از زندگیه که یکی بهش جواب سلام میده ... ما که رفتیم ، برای بقیه آدم ها بخشنده باشین و وقتی صد بار عذر خواهی کردن بیخیالشون بشین و دوباره باهاش دوست باشین.
میخوام آخرین چیزی که میبینم ... مهم نیست ،آسمون بهتره ..
امید وارم بتونم بازم ببینمتون.
...
|